تبلیغات
شب های عملیات - داغ بابا

شب های عملیات
همه گفتیم دلتنگیم اما... فقط تو "العجل" خواندی و رفتی , هزاران بیت ما خواندیم و ماندیم , تو تنها یك غزل خواندی رفتی.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
قرارگاه تاکتیکی 133 قمربنی هاشم علیه السلام
جعبه حدیث

مادر شهید میگفت: بعداز شهادت تك دختر شهید خیلی بیقراری میكرد.هی میرفت قاب عكس بابا را بغل میكرد و گریه میكرد وقتی جواب نمیگرفت میومد پیش من گریه میكرد... یه شب كه دیگه از گریه اش به تنگ اومدمو عصبانی شدم آروم به صورت دخترم زدم میگفت دختر دوید رفت داخل اتاقش و گفت مادر بخدا دیگه گریه نمیكنم .صبح بیدارشدم هرچی دختر را صدا زدم جوابی نداد. درب اتاقش را باز كردم پتو را از روش برداشتم دیدم قاب عكس بابا را گرفته تو آغوشش و اینقدر تا صبح گریه كرده تا دق كرده از داغ بابا ...



نوشته شده در شنبه 17 تیر 1391 توسط عارفه
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin